تبليغاتX
یک فنجان چای -
 

ذهن تو را می ترساند .

ذهن تو را دور می کند .

و تو نزدیکی و نمی دانی که نزدیکی .

و تو خوشبختی و ذهن می گوید که بدبختی ! ...

همه چیز ساده است و راز گون و شگفت انگیز ..

دلم برایت تنگ شده .. حال ما خوب است . اگر قطره ای دیدی از آسمان می بارد وضوی عشق بگیر !

در دیار دیگر می دانم خورشید چه نوری دارد ! و سایه ها چه ها می دانند ..

همیشه در حسرت اینم که چرا خوب نفهمیدمت .. ای کاش کمی زودتر بزرگ می شدم ..

گرداب ذهن مرا بلعیده بود و تو که کنارم بودی و تو که تکیه گاهم بودی و تو که بیشتر از همه دوستم داشتی .. تو را نمی دیدم تو را نمی دیدم .

مرا ببخش ..

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 17:17 توسط حامد |