بوی خون فضا را گرفته
درختان سبز نخواهند شد
دیگر
تاریکی هنوز
اینجاست
تا زمانی که تعصب هست
آزادی شعاری بیش نیست .
تو سکوتت را به من بده
تا با آن جاری شوم
با تو تا با تو
جاری شوم
من نگاهم را به تو می دهم
تا سکوتم تو را بگیرد در آغوش
بگیرم تا تو را در آغوش
تا جاری شوی در آغوش
با من
با من باش همیشه
سکوتت باشد با من همیشه با من جاری با من در من
روحت زیباست شد درون سکوت
آینه تهی است از سرشاری تا جاری باشد
جایی باشد در من سکوت
با تو
همیشه با تو
زیباست بودن با تو بودن بودن بودن .