فراموش كن
كنفسيوس به لائوتزه گفت : « جمعي بر تلاشند كه خداي را با بحث و استدلال بيابند . كه ناممكن را ممكن كنند . وانمود كنند آن چه را كه نيست . چون مناظره گراني كه تمايزات بيهوده را با بحث و استدلال ، برومند و راستين جلوه مي دهند . آيا اين گونه آدميان را مي توان فرزانه خواند ؟ »
لائوتزه گفت : « اين مردم بردگاني در اسارت اند ، خود را خسته و دل خود را آشفته مي سازند . سگي اند كه با ريسمان به بند درآمده ، چرا كه مرض هاري او را فرا گرفته ، عنتري اند كه براي هنرمندي اش از كوهستان به شهر آورده شده .
بشنو از من چند كلامي كه هرگز نشنيده اي .
آنان كه سر و پا دارند ، ولي دل و گوش ندارند ، بسيارند .
آنان كه بدن دارند ولي به آني كه بدن و شكل ندارد قدر دهند ، اندك .
زندگي را آغازي است و پاياني .
تولد و مرگ ،
زياد و كم ،
و از هيچكس كاري ساخته نيست .
مردم بر گمان اند كه انسان فرمانرواي هر چيز است .
فراموش كن آن را ، فراموش كن خداي را
بگذار بگويندت ، او فراموش كرده است خود را .
او كه فراموش كرده خود را
مي توان گفتش
اوست كه دارد در پيش
راه فردوس را . »
اين كتاب بي فايده است
هوشمندی انسان می تواند او را نجات دهد .
تمامی آن به اصطلاح مذاهب آسمانی مسئول تاریکی جهان اند .
درگیر چیزهایی شده ایم که هیچ نیازی به دانستنشان نیست . کافی است خوب زندگی کنید . دنیای پس از مرگ ربطی به اکنون شما ندارد . ما هوشمندی لازم را برای اداره زندگی در این جهان داریم . نیازی به کتب مقدس نیست .
آدمها توسط آن پیامبران تاریکی هیپنوتیزم شده اند .
اینک آگاهی سیاره به اندازه ای است که می توان از بند آنها رها شد . همه چیز به هوشمندی شما بسته است .
دیدمش.
خوشحال بود .
گفت ازدواج کرده ام !
۱۳۷۰ سکه
به همراه آزادی ام
تقدیم به شما !
پ.ن : من اما هنوز نمی دانم معنای آزادی را ! و معنای سکه را ! و معنای ازدواج را !
طرح گلی جاودانه در نگاه خسته ی روح
دستان مهر و پاکی
خسته از تکرار زیبایی
نخهای رنگی
نقشه ی به تصویر کشیدن رویا
راه می روم
به روی گل بنفشه
دختر روستای دور می داند .
نگاهش جاودانه بر فرش مانده است .
۱/۱۰/۸۵
همه ی تلاشهای دنیوی فقط یک نتیجه ی اجتناب ناپذیر دارند که همان اندوه است : اموال و دارایی ها پراکنده می شوند . بناها ویران می شوند . آشنایی ها به جدایی می انجامند و تولدها به مرگ .
میلارپا

زندگی هیاهوی میان دو هیچ است !
دو هیچ اشاره به تولد و مرگ دارد . قبل و بعد از تولد شما کجا بوده اید ؟
چه شکلی بوده اید ؟ هیچ به یاد ندارید . هیچ چیز نیست .. نه قبل از آن نه بعد از آن . و این به معنای این نیست که واقعا چیزی وجود ندارد !
نگران آن دو هیچ نباشید ! و نگران این هیاهوی میان آن دو هیچ !
از این هیاهو آگاه باشید و بدانید که از هیچ آمده اید و یک هیچ دیگر نیز در انتظارتان است !
پس مراقب باشید !