تبليغاتX
یک فنجان چای

وقتي اين خبر را از راديو پيام شنيدم ، خنده اي از ژرفاي وجودم برخاست ! زيبا خنده اي !

 

در طبس يكي از دانش آموزان از مدرسه فرار مي كند . معلم با موتور سيكلت به دنبال او مي رود ! بعد از تعقيب و گريزي چند ، ناگهان معلم به درون يك چاه مخروبه سقوط مي كند و زخمي مي شود .

 

من عاشق اين داستانم ! مي دانم اگر اشو چنين چيزي را مي شنيد از ته دل مي خنديد ..

آه ... صداي خنده اش را دارم مي شنوم ! --- نگاه كن ، ستاره ها دارند با او مي خندند . اما تو نمي تواني ببيني ، زيرا هم اينك روز است !

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 16:14 توسط حامد |

وقتي اين خبر را از راديو پيام شنيدم ، خنده اي از ژرفاي وجودم برخاست ! زيبا خنده اي !

 

در طبس يكي از دانش آموزان از مدرسه فرار مي كند . معلم با موتور سيكلت به دنبال او مي رود ! بعد از تعقيب و گريزي چند ، ناگهان معلم به درون يك چاه مخروبه سقوط مي كند و زخمي مي شود .

 

من عاشق اين داستانم ! مي دانم اگر اشو چنين چيزي را مي شنيد از ته دل مي خنديد ..

آه ... صداي خنده اش را دارم مي شنوم ! --- نگاه كن ، ستاره ها دارند با او مي خندند . اما تو نمي تواني ببيني ، زيرا هم اينك روز است !

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 16:12 توسط حامد |

هيچكس نمي تواند تغيير كند

تمام تغييرات ذهني هستند

و ذهن حقيقت تو نيست

ما خيال مي كنيم كه تغيير كرده ايم

اما همه بازي ذهن است

هيچكس نمي تواند تغيير كند

انسان فقط مي تواند جهش كند

و از ذهن بگذرد

وراي ذهن همه چيز ثابت و ساكت و آرام است

هيچكس آنجا نيست

جوهر آدمي هماني مي ماند كه بود .

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 15:27 توسط حامد |

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 12:1 توسط حامد |

 

عید ..

 باران می بارد . خیس می شوم !

من ابر ها را دوست دارم .. چه ببارند چه نبارند ..

خورشید اما همیشه هست ...

ابرها می روند .. می آیند ..

روزگار قشنگی است !

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 16:58 توسط حامد |