تبليغاتX
یک فنجان چای
 

تو دروغ می گویی !

حقیقت ؟ نه ! تو هنوز در آرزوی داشتن یک ب ام و هستی !

 با کدامین انرژی می خواهی خدا را ؟

     تو که هنوز نتوانسته ای انسانی را با تمام وجود دوست بداری .

چگونه از روح سخن می گویی

       در حالی که از بدن نتوانسته ای بگذری ..

  تو حتا تلاش هم نمی کنی که بگذری .

 هنوز هستند چیزهایی که تو را دل خوش کنند

  پس دلت خوش باشد !

   بمان در میان این دل خوشکنکها !

بزرگترین مانع آزادی تو مذهب است .

 اگر می خواهی در بند بمانی دیگر از آزادی سخن مگو

اگر آزادی را می خواهی برخیز و عصیان کن ..

   برخیز و

         عصیان کن .

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 19:54 توسط حامد |

دوی .... شیوا در جستجوی توست !

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 19:34 توسط حامد |

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم بهمن 1385ساعت 10:50 توسط حامد |

 

در آغوشم که باشی

     جهان ناپدید

                 و کیهان ناپیدا

ببوسی گر مرا

              زمین و آسمان

                   ماه و ستارگان

                           زیبایند

                          اگر که بتوانم چشمانم را باز نگه دارم !

بگذار چهره ات آنقدر نزدیک باشد

                     که بتوان در گوش ات زمزمه کرد :

                                   دوستت دارم .

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 15:25 توسط حامد |

 

من یک ربات هستم . برنامه ریزی شده ام . از همان آغاز .

من هوش ندارم . آگاهی ندارم . عشق ندارم .

انسان نیستم من . طبیعی نیستم . ساخته ی دست پیامبران و امامان و کشیشانم !

۱۲ سال مغزم را با چرندیات انباشتند . دیگران ادامه می دهند . ۴ سال دیگر . ۸ سال دیگر . ۱۲ سال دیگر .

من انسان نیستم . پول ندارم . خانه ندارم . تا ۳۰ سالگی باید درس بخوانم . و بعد دنبال کار . من ۴۰ ساله ام ! اینک می توانم ازدواج کنم ! اما پیرمرد از سکس چه لذتی می تواند ببرد ؟

و سکس گناه است . زیرا اگر همینک از زندگی لذت ببری پس بهشت بی معنا خواهد شد . و رویای پیامبران برای دربند کردن تو نابود خواهد شد .

ربات ها در خیابانها راه می روند .

همه جا را ربات گرفته است ..

دنیا به انسان نیاز دارد . به شادی . به خنده . به رقص .

دختری در خیابان قهقهه می زند . همه طور دیگری به او نگاه می کنند !

جدی باش . پیامبر هرگز با صدای بلند نخندید . فقط تبسم می فرمودند ! کسی که می خندد شیطان در لبانش می رقصد .

من یک ربات هستم .

+ نوشته شده در دوشنبه نهم بهمن 1385ساعت 21:28 توسط حامد |

 

خودت باش !

رها از تمام ایدئولوژی ها و مذاهب

رها از تمام شرطی شدگی ها و عادات

رها از آنچه به تو باورانده اند .

خودت باش !

با پاهای خودت راه برو

و با چشمان خودت نگاه کن

و با گوشهای خودت بشنو

خودت باش !

تو نمی توانی بودا شوی

تو نمی توانی مسیح یا محمد یا زرتشت شوی

تو فقط می توانی خودت شوی

پس خودت باش !

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 12:52 توسط حامد |

 

عشق حقیقی را نمی توان با فردی خاص سهیم شد

آن به تمام هستی تعلق دارد .

 

 

 

حامد

+ نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 12:39 توسط حامد |